مدیریت

مقایسه سرمایه اجتماعی با سرمایه فیزیکی و انسانی

سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد برای شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می­ کنند به وجود می­آید، سرمایه انسانی با تغییر دادن افراد برای مهارت­ها و توانائی­ها به آنها پدید می­آید و افراد را توانا می­سازد به شیوه ­های جدید رفتار کنند. سرمایه اجتماعی، به نوبه خود، هنگامی بوجود می­آید که روابط میان افراد به شیوه­ای دگرگون می­شود که کنش را تسهیل می­ کند. سرمایه فیزیکی کاملا ملموس است، به صورت مادی قابل مشاهده و تجسم یافته است. سرمایه انسانی کمتر ملموس است، و در مهارت­ها و دانشی که فردی کسب کرده است تجسم می­یابد، سرمایه اجتماعی حتی کمتر از این محسوس است، زیرا در روابط میان افراد تجسم می­یابد. سرمایه فیزیکی و سرمایه انسانی فعالیت تولیدی را تسهیل می­ کنند، و سرمایه اجتماعی نیز همانند آن­ها عمل می­ کند. مثلا، گروهی که اعضایش قابلیت اعتماد نشان می­دهد و به یکدیگر اعتماد زیاد می­ کنند، خواهند توانست کارهایی بسیار بیشتر از گروهی که فاقد آن قابلیت اعتماد است انجام دهد. تمایز بین سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی را می­توان با نموداری مانند نمودار(۲-۲) نمایش داد که روابط سه روبط فرد(الف، ب، ج) را نشان می­دهد، سرمایه انسانی در نقاط تقاطع قرار دارد و سرمایه اجتماعی در خطوطی که این نقاط را با یکدیگر متصل می­ کنند قرار دارد. سرمایه اجتماعی و سرمایه انسانی اغلب مکمل یکدیگرند. مثلاً اگر ب کودکی باشد و الف بزرگسالی که پدر یا مادر ب خواهد بود، برای اینکه الف به پیشرفت رشد شناختی ب کمک کند، باید هم نقاط تقاطع و هم در خط ارتباطی سرمایه وجود داشته باشد. باید سرمایه انسانی، در اختیار الف و سرمایه اجتماعی در رابطه بین الف، ب وجود داشته باشد (الوانی- شیروانی، ۱۳۸۳)
الف

 

 

 

ج                                                                                     ب

شکل ‏۲‑۱۴: ساختارسه نفری سرمایه انسانی در نقاط تقاطع و سرمایه اجتمای در روابط (الوانی- شیروانی، ۱۳۸۳).

 

۱-۱-۲                سرمایه اجتماعی: دیدگاه­ها و تعاریف

–        هانی فان

هانی فان نخستین نویسنده­ای است که از اصطلاح سرمایه اجتماعی استفاده کرده است. این مربی آموزشی گمنام ویرجینیایی در مقاله­ای(۱۹۱۶) نابسامانی­های نظام آموزشی کشورش، ایالات متحده آمریکا را بررسی می­ کند و اصطلاح سرمایه اجتماعی را برای تبین دگرگونی­هایی که در روابط اجتماعی دانش­ آموزان مشاهده کرده، به کار می­برد. او گزارش می­دهد که در مدارس آمریکایی پیوسته از میزان حس نیتی که دانش­ آموزان برای برقرار کردن رابطه با یکدیگر به آن نیاز دارند، کاسته می­شود و دانش­ آموزان نسبت به هم کم توجه شده و بیش از پیش از خواسته­ های فردی و شخصی خود پیروی می­ کنند، همدلی میان آن­ها برای معاشرت و روابط پایدار با یکدیگر تمایل کمتری از خود نشان می­ دهند. هانی فان این تغییرات را با میزان یا اندازه سرمایه اجتماعی در مدرسه­های آمریکایی مرتبط می­داند. در نظر او سرمایه اجتماعی آن چیز یا پدیده­ای است که روابط میان انسان­ها نهفته است و سبب پدید آمدن حسن نیت میان آن­ها می­شود، همدلی آن­ها را نسبت به یکدیگر برمی­انگیزد، آن­ها را پیرو جمع می­ کند و بدین سان زمینه معاشرت بیشتر و روابط پایدار میان آنان را فراهم می­آورد.

افزایش یا کاهش سرمایه اجتماعی بر میزان حسن نیت، همدلی و معاشرت­های اجتماعی میان انسان­ها اثر می­گذارد.

هسته اصلی اندیشه هانی فان، در واقع این است که میان سرمایه اجتماعی و رابطه اجتماعی پیوندی درونی و تنگاتنگ وجود دارد و سرمایه اجتماعی در درون رابطه اجتماعی نهفته و پنهان است. این برداشت از اصطلاح سرمایه اجتماعی پایه همه بحث­هایی قرار گرفت که پس از هانی فان مطرح شد و بدین­سان زمینه ورود این اصطلاح را به حوزه­های گوناگون علوم اجتماعی، هر چند با کاربست­های متفاوت، فراهم آورد­ (اجتهادی، ۱۳۸۶، ص ۴).

–     رابرت پاتنام

از زمان چاپ کتاب، بازی بولینگ به تنهایی (۲۰۰۰،Bowling alone)، رابرت پاتنام به عنوان یکی از مدافعان سرمایه اجتماعی مطرح بوده است. مطالعات پانتام مرزهای تخصصی رشته­اش را در علوم سیاسی در نوردیده و به رشته­های گسترده­تر اجتماعی راه یافته است(متقی، ۱۳۸۵،ص ۴۵). پاتنام یکی از نظریه­پردازان مشهور سرمایه اجتماعی معتقد است: سرمایه اجتماعی اغلب محصول جانبی دیگر فعالیت­های اجتماعی می­باشد. این سرمایه به طور معمول در پیوندها، هنجارها و اعتمادها تشکیل می­شود و از یک شرایط اجتماعی به شرایط دیگر انتقال­پذیر است.

همچنین شبکه ­های مشارکت مدنی، هزینه­ های بالقوه عهدشکنی را در هر معامله­ای افزایش می­ دهند و منافع فرصت طلبی را که فرد انتظار دارد از دیگر معاملات همزمان نصیبش شود به خطر می­اندازد. شبکه ­های مشارکت مدنی به زبان تئوری بازی­ها، تکرار پیوند بازی­ها را افزایش می­دهد. شبکه ­های مشارکت مدنی ارتباطات را تسهیل می­ کند و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود می­بخشد(امیری و رحمانی، ۱۳۸۵).

پاتنام سرمایه اجتماعی را بر اساس منابع آن تعریف می­ کند. وی به سرمایه اجتماعی به صورت کلان نگاه می­ کند و سرمایه اجتماعی را در رشد و توسعه اقتصادی کشور موثر می­داند و به این لحاظ تعریف او جمعی بوده و سرمایه اجتماعی را به منزله دارایی گروه­ها و جوامع تلقی می­ کند (امیری و رحمانی، ۱۳۸۵).

–     جیمز کلمن

به طور کلی، کلمن جامعه شناس معروف آمریکایی، در صدد توسعه علم مشترک بین اقتصاد و جامعه شناسی بود و مفهوم سرمایه اجتماعی در مطالعات وی جایگاه وسیعی داشته است. ریترز(۱۹۹۶)، بیان می­ کند که کلمن موتور محرکه نظریه انتخاب منطقی در جامعه شناسی معاصر بوده و در این چارچوب، روشنفکری است که ایده سرمایه اجتماعی خویش را پرورش داده است. با بهره گرفتن از این نظریه انتخاب منطقی، کلمن دیدگاه وسیعی  در مورد جامعه به عنوان سیستم­های اجتماعی خویش را پرورش داده است. با بهره گرفتن از انتخاب منطقی، کلمن دیدگاه وسیعی در مورد جامعه به عنوان سیستم­­های اجتماعی رفتار جمعی افراد مطرح ساخت.

نظریه انتخاب منطقی بر مبنای فرض الگوی فردگرایی رفتار بشری استوار است، که هر فرد به طور خودکار آن چه را که در جهت منافع خود اوست، بدون توجه به سرنوشت دیگران، تعقیب می­نماید. مفهوم سرمایه اجتماعی محملی است برای کلمن تا با تشریح چگونگی این امر از نظریه بازی­ها سرچشمه می­گیرد. در بازی ذهنی که به دو راهی زندانی شهرت دارد، دو زندانی جداگانه در سلول­ها نگاه داشته شده، به آنها جداگانه می­گویند که هر کس اول اقرار نماید از تخفیف در تنبیه برخوردار خواهد شد. برای دو زندانی دو راهی این است که بهتر است سکوت نمایند، آن هم به این امید که چون مدرکی دیگری نیست و زندانی دیگر نیز سکوت اختیار کند، رهایی می­یابد یا اقرار کند؟

نظریه انتخاب منطقی پیش بینی می­ کند که اقرار خواهند کرد، چرا که هر زندانی می­داند در مقابل این انتخاب­ها، امکان اقرار دیگری وجود دارد و هر فرد به دنبال منافع فردی خود خواهد بود، در صورتی­که همکاری و اعتماد افراد به هم می ­تواند در بلند مدت منافع بیشتری را ایجاد نماید (متقی، ۱۳۸۵، ص ۳۳). کلمن سرمایه اجتماعی را بر مبنای کارکرد آن تعریف می­ کند و آن را به عنوان یکی از انواع سرمایه در نظر می­گیرد و معتقد است سرمایه اجتماعی باعث تغییر در روابط میان اشخاص و تسهیل روابط آن­ها می­شود و به سرمایه اجتماعی از جنبه کالا­های عمومی می­نگرد نه یک کالای خصوصی.

–        پییربوردیو

بوردیو جامعه شناس فرانسوی، سرمایه اجتماعی را به عنوان یکی از انواع سرمایه در کنار سرمایه فیزیکی و انسانی در نظر می­گیرد که تحت برخی شرایط، به سرمایه فیزیکی تبدیل می­شود. وی می­گوید: سرمایه اجتماعی جمع منابع واقعی یا بالقوه است که حاصل شبکه ­های بادوام از روابط کم و بیش نهادینه شده آشنایی و شناخت متقابل، به بیان دیگر عضویت در گروه، است. شبکه­ای که هر یک از اعضای خود را از پشتیبانی سرمایه جمعی برخوردار می­ کند و آنان را مستحق اعتبار می­سازد.

می­توان گفت که نگرش بوردیو به سرمایه اجتماعی نگاه ابزاری است، زیرا وی منافعی است که فرد به سبب شرکت در تعاملات اجتماعی به دست می­آورد و افراد به منظور حداکثر کردن منافع و سود تعمدی به ارتباطات اجتماعی می­پردازند (امیری و رحمانی، ۱۳۸۵).

–        فرانسیس فوکویاما

فوکویاما (۱۹۹۹) معتقد است تعاریف سرمایه اجتماعی به نمودهای آن اشاره دارد و تعریفی که ایشان ارائه می­نماید چنین است: سرمایه اجتماعی شکل و نمونه ملموسی از یک هنجار غیر رسمی است که باعث ترویج همکاری بین دو یا چند نفر می­شود. هنجارهای تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی می ­تواند از هنجار روابط متقابل دو دست تا آموزه­های پیچیده را در بر بگیرد. با این تعریف اعتماد، شبکه­ها، جامعه مدنی و… که سرمایه اجتماعی مربوط هستند، محصول جانبی این پدیده­اند که در نتیجه سرمایه اجتماعی به وجود می­آید، ولی خود سرمایه اجتماعی را تشکیل نمی­دهند. وی می­گوید: سرمایه اجتماعی را به سادگی می­توان به عنوان مجموعه بعضی از هنجارها یا ارزش­های غیر رسمی تعریف کرد. هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می­ کند به طور اساسی باید شامل سجایای صداقت، ادای تعهدات و ارتباطات دو جانبه باشد.

–        افه و فوش

افه و فوش (۲۰۰۲) علاوه برعناصری که در تعریف بوردیو، کلمن و پنتام از سرمایه اجتماعی وجود دارد، به بعد گرایش به آگاهی و توجه اشاره نموده و آن را شامل مجموعه افکار، عقاید و حساسیت نسبت به زندگی اجتماعی و سیاسی و توجه به هر چیزی که در وسیع­ترین معنا به امور عمومی اطلاق می­شود که مربوط به شکل بالقوه فردی تمایل ضعیف نسبی در دنبال کردن موضوعات مشترک در رسانه­های الکترونیکی و چاپی بوده و پیش شرط شناختی فعال­تر مسئولیت مدنی است که باعث علاقه­مندی و دل نگرانی می­شود و نقطه مقابل آگاهی و توجه وضعیت شناختی چشم­پوشی، بی ­تفاوتی و شکل­ گیری نگرش فرصت طلبانه است (ناطق­پور و فیروزآبادی، ۱۳۸۵، ص ۱۶۳).

–        ناهاپیت و گوشال

از دیدگاه سازمانی، ناهاپیت و گوشال (۱۹۹۸) سرمایه اجتماعی را به عنوان جمع منابع بالفعل و بالقوه موجود در درون، قابل دسترس و ناشی از شبکه روابط یک فرد یا یک واحد اجتماعی تعریف می­ کنند. از دیدگاه آن­ها سرمایه اجتماعی یکی از قابلیت­ها و دارایی­های مهم سازمانی است که می ­تواند به سازمان­ها در خلق و تسهیم دانش کمک بسیار کند و برای آن­ها در مقایسه با سازمان­های دیگر مزیت سازمانی پایدار ایجاد کند (قلیچ­لی و همکار،۱۳۸۵، ص ۶).

–        الکسیس دوتوکویل

دوتوکویل نویسنده فرانسوی، در سال ۱۸۳۱ متاثر از سفر به آمریکا، دریافت که در زندگی مجمعی آمریکایی نوعی عرصه یادگیری شهری وجود دارد. دوتوکویل (۱۸۳۲) بیان می­ کند که در مجامع سیاسی آمریکایی، افراد با داشتن شرایط، تفکرات و سنین مختلف ذائقه کلی برای تجمع و رشد می­یابند که به منظور کاربرد آنهاست. در تجمع­های بزرگ آن­ها به گفتگو می­پردازند، به یکدیگر گوش فرا می­ دهند و دو طرفه با انواع مسئولیت­های انگیزشی دریافت شده راهی زندگی شهری می­شوند و آن­ها را به خدمت هزاران اهداف پربار خویش در می­آورند. برای دوتوکویل زندگی مجمعی پایه و اساس نظم اجتماعی در یک سیستم باز است که یک نوع همکاری شهری سطح بالا و دور از استبداد به مردم یاد داده است که چگونه در زندگی شهری به همکاری بپردازند و در واقع زندگی مجمعی را به صورت مهد کودکی برای جامعه دموکراسی می­داند (متقی، ۱۳۸۵، ص ۴۶).

–        نان لین

لین با طرح «نظریه منابع اجتماعی» (۱۹۸۲) مشخصاً این مسئله را مطرح کرده است که دست­یابی به منابع اجتماعی و استفاده از آنها( منابع نهفته در شبکه ­های اجتماعی) می ­تواند به موقعیت­های اجتماعی– اقتصادی بهتری منجر شود. بر همین اساس لین در سال اخیر (۱۹۹۸) مفهوم سرمایه اجتماعی را برای طرح نظرات پیشین خود برگزیده و آن را به مثابه منابع نهفته در ساختار اجتماعی تعریف می­ کند که با کنش­های هدفمند قابل دسترسی یا گردآوری است. به این ترتیب، از نظر لین، سرمایه اجتماعی از سه جزء تشکیل شده است: منابع نهفته در ساختار اجتماعی، قابلیت دسترسی افراد به این گونه منابع اجتماعی و استفاده یا گردآوری این گونه منابع اجتماعی در کنش­های هدفمند (لین،۱۹۹۹: ۷).

لین منابع ارزشمند در اکثر جوامع را ثروت، قدرت و پایگاه اجتماعی معرفی می­ کند و لذا سرمایه اجتماعی افراد را بر حسب میزان یا تنوع ویژگی­های دیگرانی که فرد با آنها پیوندهای مستقیم و غیر­مستقیم دارد قابل سنجش می­داند. البته دست­یابی به منابع و استفاده از آنها خود متاثر از موقعیت فرد در ساختار سلسله مراتبی موجود در جامعه است. او«منابع نهفته» و « موقعیت­های شبکه­ای­» را دو عنصر مفهومی سرمایه اجتماعی قلمداد می­ کند و نتایج سرمایه گذاری افراد در روابط و شبکه ­های اجتماعی در ارتباط با دو نوع کنش ابزاری و کنش اظهاری طبقه ­بندی می­نمایند. برای کنش ابزاری سه گونه بازگشت سرمایه (بازدهی)­ را مطرح می­ کند: بازدهی اقتصادی (ثروت)، بازدهی سیاسی (قدرت) و بازدهی اجتماعی(شهرت) و برای مورد اخیر می­نویسد: «به نظر من شهرت یکی از شاخص­های بازدهی اجتماعی است. شهرت را می­توان به مثابه نظرات مساعد یا نامساعد درباره فرد در یک شبکه اجتماعی تعریف کرد» ( همان: ۱۱).

در کنش اظهاری سرمایه اجتماعی ابزاری است برای تحکیم منابع و دفاع در برابر از دست دادن احتمالی منابع. او سه نوع بازدهی را در آن رابطه ذکر می­ کند: سلامت جسمانی سلامت روانی و رضایت از زندگی. سلامت جسمانی مستلزم حفظ توان کارکردی جسمانی و رهایی از بیماری­ها و آسیب­دیدگی است. سلامت روانی، توانایی پایدار برابر تنش­ها و حفظ تعادل عقلی و احساسی را منعکس می­ کند. رضایت از زندگی نیز نشانگر خوش­بینی و رضایت از عرصه­های مختلف زندگی مانند خانواده، ازدواج، کار، جامعه و محیط­زیست است. وی معتقد است اغلب اوقات کنش­های ابزاری و کنش­های اظهاری یکدیگر را تقویت می­ کنند (همان: ۱۲).

لین در مقایسه سرمایه اجتماعی با اشکال دیگر سرمایه، سرمایه اقتصادی و سرمایه انسانی را شکل­های شخصی سرمایه می­نامند، حال آن که برای سرمایه اجتماعی عنوان« دارایی ارتباطی » را بکار می­برند. سرمایه گذاری در این سرمایه، نه بروی فرد بلکه بروی روابط صورت می­گیرد، یعنی اینکه افراد برای دست­یابی به سود در تعاملات و شبکه­سازی شرکت می­ کنند. وی به مواردی در چگونگی کارکرد سرمایه اجتماعی اشاره می­ کند که معتقد است در اشکال شخصی سرمایه به آن پرداخته نمی­ شود. به طور مثال، او به تسهیل جریان اطلاعات در برخی پیوندهای اجتماعی اشاره می­ کند که به واسطه آن اطلاعات سودمندی درباره فرصت­ها و انتخاب­ها به فرد می­رسد و با پیوندها می­توانند یک سازمان و کارگزاران یا حتی جامعه را از وجود و علایق افرادی که در صورت فقدان پیوندها ناشناس باقی می­مانند را آگاه کند. چنین اطلاعاتی هزینه مبادله سازمان را برای بهره­ گیری از افراد بهتر و هزینه مبادله افراد برای یافتن سازمان­ها بهتر، کاهش می­دهد.

نهایتاّ اینکه انتظار می­رود روابط اجتماعی هویت و اعتبار را تقویت کند. اطمینان فرد از ارزش خود به عنوان عضوی از یک گروه اجتماعی که در منافع و منابع مشابهی شریکند موجبات حمایت عاطفی و تاییدی برای حفظ سلامت فکری استحقاق بهره­ مندی از منابع ضروری است. لین چهار عنصر «اطلاعات»، «اعتباراجتماعی» و«تایید» را توضیح چگونگی کارکرد سرمایه اجتماعی در کنش ابزاری و کنش اظهاری می­داند (لین، ۲۰۰۱: ۲۰).

–        بانک جهانی

یکی از نظریه پردازی­های نسبتا متفاوت از توسعه پایدار، بر اساس دیدگاه چهار نوع سرمایه از سوی بانک جهانی (۱۹۹۷) ارائه شده است (شریفیان ثانی، ۱۳۸۰، ص ۹).

توسعه پایدار با توجه به ثروت ملل نظریه پردازی می­شود و به معنی حفظ یا غنا بخشیدن به ثروت برای نسل­های آینده است.

دیدگاه بانک جهانی، بین چهار جز تشکیل دهنده ثروت ملت­ها تمایز قائل می­شود:

  • سرمایه طبیعی: موجودی دارایی­های محیطی مثل زمین، آب، معادن، جنگل، گیاهان و جانوران که به بعد محیطی توسعه پایدار مربوط می­شود.
  • سرمایه تولید شده یا دست ساز بشر: موجودی ماشین آلات، کارخانه­ها، ساختمان­ها و تجهیزات زیر بنایی مانند خطوط راه آهن و جاده­ها که بر بعد اقتصادی توسعه پایدار دلالت دارند.
  • سرمایه انسانی: شامل ظرفیت­های سازنده افراد که بر مهارت، آموزش و نوآوری مبتنی است و همراه با سرمایه اجتماعی، بعد اجتماعی توسعه پایدار را تشکیل می­ دهند.
  • سرمایه اجتماعی: شامل شبکه­ها، انجمن­ها و موسساتی که با هنجارهای مشترک و روابط متکی بر اعتماد شکل می­گیرند و همکاری را تسهیل می­ کنند.

از این دیدگاه، سرمایه اجتماعی جزئی تفکیک­ناپذیر از مجموعه ثروت یک ملت است که در چارچوب نظریه توسعه پایدار، ایجاد و حفظ آن غنا بخشیدن به آن برای استفاده نسل آینده، از اهدافی است که توسعه پایدار ملزم به پیگیری آن است.

بانک جهانی سرمایه اجتماعی را پدیده­ای می­داند که حاصل تأثیر نهادهای اجتماعی، روابط انسانی و هنجارها بر کمیت و کیفیت تعاملات اجتماعی است و تجارب این سازمان نشان داده است که این پدیده تأثیر قابل توجهی بر اقتصاد و توسعه کشور­های مختلف دارد. سرمایه اجتماعی بر خلاف سایر سرمایه­ها به صورت فیزیکی وجود ندارد، بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی بوده و از طرف دیگر افزایش آن می ­تواند موجب پایین آمدن جدی سطح هزینه­ های اداره جامعه و نیز هزینه­ های عملیاتی سازمان­ها شود(ولکاک و مارایان ، ۱۹۹۹).

–        سایر دیدگاه­ها و تعاریف

کاهن و پروساک مطرح می­ کنند که سرمایه اجتماعی شامل موجودی تعاملات فعال در میان افراد است یعنی اعتماد، درک متقابل، رفتارها و ارزش­های مشترک، که اعضای شبکه ­های انسانی و گروه­ها دارند و امکان فعالیت­های همکارانه را ممکن می­سازند و در سازمان ایجاد­می­ کند.

بکر[۸] (۱۹۹۰) مفهوم سرمایه اجتماعی را منبعی می­داند که کنشگران آن را از ساختارهای خاص اجتماعی بر می­گیرند و سپس آن را در پیگیری منافع خود به کار می­برند. سرمایه اجتماعی به واسطه تغییر در روابط کنشگران به وجود می­آید.

برت[۹] (۱۹۹۲) سرمایه اجتماعی را دوستان، همکاران و ارتباطات گسترده­ای که از طریق آن­ها فرصت­های استفاده از سرمایه فیزیکی و انسانی به دست می­آید، می­داند.

لینچ و کاپلان[۱۰] (۱۹۹۷) سرمایه اجتماعی را مجموعه سرمایه گذاری­ها، منابع و شبکه­هایی می­دانند که به انجام روابط اجتماعی، اعتماد و میل به شرکت در فعالیت­های جامعه می­انجامد. فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.

اینگهارت[۱۱]  (۱۹۹۷) می­گوید سرمایه اجتماعی فرهنگ اعتماد است که در آن شبکه­ها، ارتباطات وسیع و سازمان­های دوطلبانه شکل می­گیرند(امیری و رحمانی، ۱۳۸۵، ص ۱۱۸).

[۱]  James, Colema

[۲] Pierre Bourdie

[۳] Offe and Fuchs

[۴] Nahapiet and Ghoshal

[۵] Alexis de Tocqueville

[۶] Lin,Nan

[۷] World Bank

[۸] Becker

[۹] Burt

[۱۰] Linch & Kaplan

[۱۱] Ingelhart

99