مدیریت

پیدایش سرمایه اجتماعی

درباره پیدایش مفهوم سرمایه اجتماعی در جامعه شناسی، اقتصاد و علوم سیاسی و همچنین درباره معانی، تعاریف و ابزار­های سنجش آن اتفاق نظری بین محققان وجود ندارد. پیدایش این اصطلاح در برخی از متون مانند پاتنام[۱] (۲۰۰۰) به هانی فان[۲] (۱۹۱۶) و در برخی از متون دیگر به جاکوب(۱۹۶۱) نسبت داده شده است. لوری(۱۹۷۰) اولین اقتصاددانی بود که به این مفهوم توجه کرد و بوردیو(۱۹۸۶)برای اولین بار آنرا وارد متون اقتصاد کرد. بوردیو جامعه شناس اروپایی مفهوم سرمایه اجتماعی را در دهه­های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ گسترش داد، اما نسبت به نظریه­ های اجتماعی دیگر وی، کمتر توجه شد. بحث بعدی از آن به طور عمده در آمریکا انجام گرفت. جایی که جیمزکلمن، جامعه شناسی و اقتصاد را تحت لوای نظریه رفتار منطقی ارائه نمود که هم دانشمندان علوم اجتماعی و هم سیاستمداران را تحت تأثیر قرار داد. برجستگی و اهمیت فعلی مفهوم، مدیون کارهای رابرت پاتنام است که توجه عمومی گسترده­تری یافته است. مایکل فالی و باب ادواردز این سه نویسنده را به عنوان سه ارمغان آورندگان برجسته در متون سرمایه اجتماعی معرفی کرده­اند(متقی، ۱۳۸۵، ص۲۱) اما در متون موجود اشاره می­شود که کلمن(۱۹۸۸) و پاتنام(۱۹۹۳)، مفهوم سرمایه اجتماعی را پایه­ریزی کرده و وارد متون علوم اجتماعی و علوم سیاسی و اقتصاد کرده­اند. هر چند تعاریف متعدد و متفاوتی از سرمایه اجتماعی در متون اقتصادی و جامعه شناسی ارائه شده است، اما بیشتر محققان از تعریف ارائه شده توسط پاتنام( ۱۹۹۳)، کلمن(۱۹۸۸) و فوکویاما(۱۹۹۷) استفاده می­ کنند. پاتنام(۱۹۹۳) سرمایه اجتماعی را به عنوان مجموعه ­ای از ارتباط­های افقی بین افراد می­داند که سبب تقویت همکاری برای کسب منافع متقابل در جامعه می­شود. وجه مشترک تمامی تعاریف ارائه شده، اشاره به سرمایه اجتماعی به عنوان مجموعه ­ای از شبکه­ها، هنجارها، ارزش­ها و درکی است که موجب تسهیل همکاری درون گروهی و برون گروهی می­شود (شریفیان ثانی، ۱۳۸۰، ص۶).

۱-۱-۲                سرمایه اجتماعی: مفهوم

مفهوم سرمایه را می­توان از آرای مارکس دنبال کرد. در مفهوم پردازی مارکس، سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که سرمایه­داران، کسانی که ابزار تولید را در اختیار دارند، از گردش کالاها و پول در فرایندهای تولید و مصرف آن را بدست می­آورند. دراین گردش، به کارگران در مقابل کار(کالاشان) دستمزد پرداخت می­شود که به آنها امکان می­ دهند کالایی(از قبیل غذا، مسکن و لباس) را برای ادامه حیات خود(ارزش مبادله)خریداری کنند. اما کالای پردازش و تولید شده توسط سرمایه­داران را می­توان با قیمت بالاتری در بازار مصرف فروخت(ارزش مصرف کننده). در این تصویر از جامعه سرمایه­داری، سرمایه بیانگر دو عنصر مرتبط اما متمایز است. از یک سو سرمایه بخشی از ارزش اضافی است که به رغم مارکس توسط کارگران تولید شده اما نصیب سرمایه­داران می­شود. از سوی دیگر، سرمایه بیانگر یک سرمایه گذاری از سوی سرمایه ­گذاران به امید بازدهی و کسب سود در بازار است. بنابراین سرمایه در مفهوم مارکسی (کلاسیک) نظریه­ای درباره روابط اجتماعی استثماری میان دو طبقه است (لین، ۱۹۹۹: ۱). از دهه ۱۹۶۰ به این سو، شاهد ظهور نظریه­ های جدید سرمایه هم چون سرمایه انسانی، سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی هستیم. به طور مثال نظریه سرمایه انسانی شولتز (۱۹۶۱) سرمایه را به مثابه سرمایه گذاری در آموزش با بازگشت  سرمایه (سود) معین در نظر می­گیرد. کارگران در مهارت­های فنی و دانش سرمایه گذاری می­ کنند تا بتوانند با کسانی که فرایند تولید را کنترل می­ کنند برای پرداخت به مهارت کارشان وارد مذاکره شوند. به همین ترتیب سرمایه فرهنگی آن گونه که بوردیو (۱۹۹۰) توصیف کرده است بیانگر سرمایه گذاری طبقه مسلط در بازار تولید مجموعه ­ای از نمادها و معانی­ای است، که توسط طبقه تحت سلطه، غلط درک و درونی شده و آن­ها را به مثابه نمادها و معانی طبقه خود پذیرفته­اند. این نظریه می­پذیرد که توده­ها (طبقه تحت سلطه) به عنوان عاملان اجتماعی می­توانند سرمایه گذاری کنند و این نمادها و معانی را بدست آورند. بدین ترتیب تصویر ساختار اجتماعی از مبارزه دو گانه آشتی­ناپذیر، به تصویر گفتمان­های لایه­بندی شده تغییر می­یابد. از طرف دیگر در نظریه­ های سرمایه جدید به جای اینکه سرمایه به عنوان بخشی از فرایند استثمار طبقاتی در جامعه دیده شود( تحلیل سطح کلان)؛ به چگونگی سرمایه گذاری کارگران و عاملان به عنوان کنشگران که برای کسب ارزش افزوده کارشان در بازار سرمایه گذاری می­ کنند پرداخته می­شود(تبین سطح خرد) و کنش یا انتخاب به عنوان مولفه­های مهم در نظریه­ های جدید سرمایه ظاهر می­شوند. بنابراین در این نظریه­ها یک گذر تبیینی از سطح کلان به سطح خرد مشاهده می­شود. نظریه­ های جدید سرمایه همچنین بر تعامل کنش­های فردی و وضعیت­های ساختاری در فرایند سرمایه گذاری تاکید دارند (لین، ۱۹۹۹ به نقل از توسلی و موسوی، ۱۳۸۴).

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول ‏۲‑۴: تحول نظریه­ های سرمایه (لین،۱۹۹۹)

نظریه­ های سرمایه جدید
سرمایه انسانیسرمایه فرهنگیسرمایه اجتماعی
نظریه پردازمارکسشولتزبوردیولین، کلمنبوردیو، کلمن، پاتنام
تبینرواﺑﻂ­اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ: اﺳﺘﺜﻤﺎر­ ﮐﺎرﮔﺮان ﺗﻮﺳﻂ ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪ­داران (ﺑﻮرژوازی)اﻧﺒﺎﺷــــــﺖ ارزش­اﺿــــﺎﻓﯽ ﺗﻮﺳــــﻂ ﮐﺎرﮔﺮانﺑﺎزﺗﻮﻟﯿﺪ ﻧﻤﺎدﻫﺎ و معانی (ارزش­های) ﻣﺴﻠﻂدسترسی و استفاده از  ﻣﻨــﺎﺑﻊ ﻧﻬﻔﺘـــﻪ در ﺷـــﺒﮑﻪ­ﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽهم بستگی و باز تولید گروه
سرمایهاﻟــﻒ- ﺑﺨﺸــﯽ از ارزش­اﺿـــــﺎﻓﯽ بین ­ارزش استفاده در ﺑﺎزار ﻣﺼﺮف­­ و ارزش ﻣﺒﺎدﻟﻪ ﮐﺎﻻ

ب-ﺳـﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔـﺬاری در   ﺗﻮﻟﯿﺪ و ﮔﺮدش ﮐﺎﻻ

ﺳـــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔـــﺬاری  مهارت­ها و داﻧــﺶ ﻓﻨﯽدرونی کردنسرمایه گذاری در ﺷـــﺒﮑﻪﻫـــﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽﺳـــﺮﻣﺎﯾﻪ ﮔـــﺬاری در ﺗﺄﯾﯿـــــــــــﺪ و ﭘﺬﯾﺮش ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ
سطح تحلیلساختاریفردفرد/طبقهفردگروه/فرد

 

از انواع سرمایه­ها می­توان به سرمایه مالی[۳]، سرمایه فرهنگی[۴]، سرمایه انسانی، سرمایه زبانی[۵] و سرمایه اجتماعی اشاره کرد(هامفرز،۲۰۰۵). بر این اساس، بوردیو[۶] نیزچهار نوع سرمایه را شناسایی کرده است که این اشکال سرمایه عبارتند از سرمایه اقتصادی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه نمادین(تاجبخش، ۱۳۸۴:۱۳۱). شکل اقتصادی سرمایه بلافاصله تبدیل به پول می­شود؛ مانند دارایی­های منقول و ثابت یک سازمان. سرمایه فرهنگی نوع دیگر سرمایه است که در یک سازمان وجود دارد، مانند تحصیلات عالیه اعضای سازمان که این نوع سرمایه نیز در برخی موارد و تحت شرایطی قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی است و سرانجام شکل دیگر سرمایه، سرمایه اجتماعی است که به پیوندها و مشارکت اعضای یک سازمان توجه دارد و می ­تواند به عنوان ابزاری برای رسیدن به سرمایه اقتصادی باشد. بر اساس تعریف بوردیو، سرمایه اجتماعی مجموعه منابع واقعی یا مجازی­ای است که به واسطه مزیت پایدار شبکه­ها و روابط سازمانی مستحکم و شناخت و آگاهی­های متقابل، به افراد یا گروه­ها تعلق می­گیرد. از نطر بوردیو، سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع منابع فیزیکی و یا غیر فیزیکی در دسترس فرد یا گروهی که دارای شبکه نسبتاً بادوامی از ارتباطات نهادینه شده هستند. به بیان دیگر سرمایه اجتمای برای بوردیو آن بستر فرهنگی ناشی از ساخت اجتماعی است که در ارتباط مستقیم با عادات افراد و میدان فرهنگی ناشی از کنش­های اجتماعی، سازمان یافته و صورت بندی می­شود. از نظر بوردیو، سرمایه اجتماعی در سیستم­های سرمایه­داری، به عنوان ابزاری برای تقودت و تثبیت جایگاه اقتصادی افراد به شمار می­رود. بر این اساس، اگر سرمایه اجتماعی نتواند موجب رشد سرمایه اقتصادی شود، کاربرد نخواهد داشت. اما برخلاف بوردیو، جیمز کلمن[۷]، جامعه­شناس امریکایی، برای تعریف سرمایه اجتماعی از نقش و کارکرد آن کمک گرفت و تعریفی کارکردی از سرمایه اجتماعی ارائه داد. بر این اساس، سرمایه اجتماعی شی واحدی نیست، بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند: همه آن­ها شامل جنبه­ای از یک ساخت اجتماعی هستند و کنش­های معین افرادی را که در درون ساختار هستند، تسهیل می­ کنند. سرمایه اجتماعی مانند شکل دیگر سرمایه است و دستیابی به هدف­های معینی را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان­پذیر می­سازد (کلمن، ۱۳۷۷ :۴۶۲). در کنار بوردیو و کلمن، رابرت پاتنام، از معدود افرادی است که تمامی نیروی خود را روی مفهوم سرمایه اجتماعی  متمرکز کرده و پژوهش­های بنیادی برای سنجش و کاربرد این واژه به انجام رسانده است. تاکید عمده وی بر نحوه تأثیر اجتماعی بر رژیم­های سیاسی و نهادهای دموکراتیک مختلف استوار است. پاتنام، سرمایه اجتماعی را مجموعه ­ای از مفاهیم، مانند اعتماد، هنجارها و شبکه­ها می­داند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه اعضای یک اجتماع شده و در نهایت منافع متقابل آنان را تامین خواهد کرد. از نظر وی، اعتماد و ارتباط متقابل اعضا در شبکه، به عنوان منابعی هستند که در کنش­های اعضای جامعه موجود است. پاتنام، سرمایه اجتماعی را به عنوان وسیله­ای برای رسیدن به توسعه سیاسی و اجتماعی در سیستم­های سیاسی می­داند. به زعم او سرمایه اجتماعی و وجوه گوناگون سازمان اجتماعی نظیر اعتماد، هنجارها و شبکه­ها را شامل می­شود که با تسهیل اقدامات از طریق آن­ها، کارایی جامعه بهبود می­یابد (فوکویاما، ۱۳۷۹: ۱۰-۱۱).
فرانسیس فوکویاما[۸] نیز همچون پاتنام در تعریف این مفهوم از وجود هنجارها و ارزش­ها سخن می­گوید البته او هنجارها و ارزش­های غیررسمی در یک گروه را مدنظر دارد و بر این اساس می­گوید: « سرمایه اجتماعی را به سادگی می­توان به عنوان وجود مجموعه معینی از هنجارها یا ارزش­های غیر رسمی تعریف کرد که اعضای گروهی که همکاری و تعاون میانشان مجاز است، در آن سهیم هستند، مشارکت در ارزش­ها و هنجارها به خودی خود باعث تولید سرمایه اجتماعی نمی­ شود، چرا که این ارزش­ها ممکن است ارزش منفی باشند»(فوکویاما، ۱۳۷۹: ۱۱-۱۰). در واقع فوکویاما معتقد است که اعتماد، انتظاراتی است که بر اساس هنجارهای مشترک و صداقت و رفتارهای همکاری جویانه ایجاد می­گردد (مک­ال روی و همکاران، ۲۰۰۶). .

[۱]putnam

[۲]Hannifin

[۳] FinancialCapital .

[۴] CulturalCapital

[۵] LinguisticCapital

[۶] Bourdieu

[۷] Coleman
فایل متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir موجود است.
[۸] Fukuyama

99